اس ام اس و جملات بسیار زیبای روز عرفه و نیایش یکشنبه ۱۵ آبان ماه ۹۰
نظرات 0.
.
.
روز عرفه
روز نیایش و روز بارش چشم های خاکیان بر شما آسمانیان مبارک باد
التماس دعا در لحظات قشنگ خلوتتان
.
.
.
حمد می گوییم خدای مهربان / خالق و سازنده این مکان
آفریده این زمین و آسمان / کائنات و جمله موجود آن . . .
روز عرفه مبارک
.
.
.
روز عرفه
روز بریدن از خاک و پیوند با افلاک و روز توسل به مقام ربوبیت حضرت حق است
.
.
.
خوشا آن بنده با عهد و پیوند / که دارد بازگشتی با خداوند
به کام خویش اگر چندی رود راه / چو باز آید نیاز آرد به درگاه . . .
.
.
.
الهى چون در تو مى نگرم از آنچه خوانده ام شرم دارم . . .
.
.
.
حاجیان گرم دعا و زائر اصلی برفت
رفته سمت کربلای پر بلا امشب حسین
اگر باشد گناه عالمینم
چه غم دارم که غمخوار حسینم
.
.
.
دل در جوشش ناب عرفه، وضو می گیرد
و در صحرای تفتیده عرفات، جاری می شود
آن جا که ایوان هزار نقش خداشناسی است . . .
.
.
.
عرفه روزی است که
خدا درهای مغفرت و بخشش و رحمتش را بر روی بندگان خود آنان می گشاید . . .
.
.
.
یا رب به محمد و علی و زهرا / یا رب به حسین و حسن و آل عبا
کز سر لطف بر آر حاجتم در دو سرا / بی منت خلق یا علی الاعلا . . .
.
.
.
ای جمله بی کسان عالم را کَس / یک جو کرمت یار من بی کَس بس
هر کَس به کسی و حضرتی می نازد / جز حضرت تو ندارد این بی کَس ، کَس
.
.
.
میخواهم در ابریترین لحظهها فریاد بزنم و از باران عرفه سیراب شوم . . .
.
بقیه جملات بسیار زیبا در ادامه مطلب
.
خدایا
آنگاه که جان ها و اندیشه ها از نسیم فرحبخش نام و یادت سرشار است
بگذار در برکه عرفه، خود را از زنگار غفلت و معصیت شستوشو دهیم . . .
.
.
.
یا رب ز گناه زشت خود منفعلم / وز قول بد و فعل بد خود خجلم
فیضی به دلم ز عالم قدس رسان / تا محو شود خیال باطل ز دلم . . .
.
.
.
روز عرفه، روز بی پیرایگی و آراستگی در عرفات خدا
و روز زمزمه رازمندی های حسین و روز برخورد اشک و لبخند است . . .
.
.
.
جز وصل تو دل به هرچه بستم توبه / بی یاد تو هر جا که نشستم توبه
در حضرت تو توبه شکستم صد بار / زین توبه که صدبار شکستم توبه . . ..
.
.
تو آنچنانی که من دوست دارم ، پس مرا آنچنان کن که تو دوست داری . . .
.
.
.
در زلال آفتاب نگاه خداوند، قنوت عشق را عاشقانه به زمزمه می نشینیم
در روز عرفه که سجاده ای به وسعت هستی گسترده است . . .
.
.
.
به خدا تا اندازه ی امیدوار باش که جرات گناه کردن پیدا نکنی
و از اون تا اندازه ی بترس که از رحمت اون ناامید نشوی . . .
.
.
.
الهی ، مرا عمل بهشت نیست و طاقت دوزخ ندارم
اکنون کار با فضل تو افتاد . . .
.
.
.
الهی ،آن خواهم که هیچ نخواهم
الهی ، رجب بگذشت و ما از خود نگذشتیم ، تو از ما بگذر
الهی ، به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرینت نورم ده
الهی راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر
الهی ، چون تو حاضری چه جویم ، چون تو ناظری چه گویم
الهی آگر بخواهم شرمسارم ، و اگر نخواهم گرفتار
الهی در بسته نیست، ما دست و پا بسته ایم
.
.
.
خدایا دیده ای بینا به من ده / دلی پر شور و بی پروا به من ده
دستم از هر چیز خالیست / دلی سرشار چون دریا به من ده . . .
.
.
.
جز خدا کیست که در سایه مهرش باشیم
رحمت اوست که پیوسته پناه من و توست . . .
.
.
.
از خدا برگشتگان را کار چندان سخت نیست
سخت کار ما بود کز ما خدا برگشته است . . .
.
.
.
در سکوتی که دلت دست دعا باز نمود
یاد ما باش که محتاج دعاییم هنوز . . .
.
.
.
خدایا
من اگر بد کنم
تو را بنده های خوب بسیار است
اما تو اگر مدارا نکنی
من را خدای دیگر کجاست ؟
.
.
.
بار الها! دفتر جرم مرا روز جزاباز مکن
من به امید عطای تو خطا کار شدم . . .
.
.
.
یا رب رو سیاهم مکنی / محتاج گدا و پادشاهم مکنی
مو سیه ام کردی به رحمت خویش / با موی سپید رو سیاهم مکنی . . .
.
.
.
خوشا دل سپردن به عشق خدایی / ز قید هوس های دنیا رهایی
خوشا، از گناهان همه توبه کردن / به درگاه حق، نیمه شب، چهر سایی
خوشا بر فراز جهان پر گشودن / گذشتن ز خودبینی و خود نمایی . . .
.
.
.
خدایا من چه سازم خسته ی راهی درازم
نه فرهادم که مرُد از داغ شیرین، نه ایوبم که با دنیا بسازم . . .
.
.
.
از پنجره ی روزگار به درخت عمر که مینگرم / خوشتر از یاد خداوند ثمری نیست
.
.
.
خدایا! آنگاه که جان ها و اندیشه ها از
نسیم فرحبخش نام و یادت سرشار است، بگذار در برکه عرفه، خود را از زنگار
غفلت و معصیت شستوشو دهیم.
.
.
.
در روز عرفه، دست های خود را به سوی آن بی
نیاز بالا می بریم و پیوسته دعا می کنیم: خدایا! غروب این روز را با غروب
گناهانمان یکی گردان.
.
.
.
روز عرفه، بر عارفان حق، آنان که از خیمه
وجود خویش بیرون می آیند و با آتش شوق و اشتیاق وصال، به دعا و نیایش
متوسل می شوند، خجسته باد.
.
.
.
در روز عرفه، به عرفان خالص خدایی بازمی گردیم و نگاه عاشقان را برای همیشه به آسمان بندگی پیوند می زنیم.
.
.
.
آیا در رؤیاهایتان، سبکبالی و لذت پرواز روح را احساس کرده اید؟ عرفه، رؤیایی است که به حقیقت می پیوندد.
.
.
.
عرفه، روز بازگشت است؛ بازگشت به آغوش مهربان خدا. عرفه، روزی است که ناامیدی از درگاه خدا رخت برمی بندد.
.
.
.
الهى خوشا آنانکه همواره بر بساط قرب تو آرمیده اند.
.
.
.
الهى خوشا آندم که در تو گمم.
.
.
.
الهى از خواندن نماز شرم دارم و از نخواندن آن شرم بیشتر.
.
.
.
الهى در بسته نیست ما دست و پا بسته ایم.
.
.
.
الهى آنکه سحر ندارد از خود خبر ندارد.
.
.
.
الهى هر چه پیش آمد خوش آمد که مهمان سفره توایم.
.
.
.
الهى از من آهى و از تو نگاهى.
.
.
.
الهى تو را دارم چه کم دارم پس چه غم دارم.
.
.
.
الهى تا تو لبیک نگویى کجا من الهى گویم.
.
.
.
الهى همین قدر فهمیده ام که خدا است و دارد خدایى مى کند.
.
.
.
الهى چه عزیز است او که تو او را خواهی ور بگریزد او را در راه آریی.
.
.
.
الهی شناخت تو ما را امان و لطف تو ما را عیان.
.
.
.
کریما! گرفتار آن دردم که تو درمان آنی بنده آن ثنایم که تو سزای آنی.
.
.
.
الهی! در جلال، رحمانی؛ در کمال، سبحانی؛
نه محتاج زمانی و نه آرزومند مکانی؛ نه کس به تو ماند و نه به کس مانی؛
پیداست که در میان جانی، بلکه زنده به چیزی است که تو آنی.
.
.
.
الهی! دیگران مست شرابند و من مست ساقی. مستی ایشان فانی است و از من باقی.
.
.
.
الهی! با بهشت چه سازم و با حور چه بازم؟ مرا دیده ای ده که از هر نظری بهشتی سازم.
.
.
.
الهی! نَفَسی ده که حلقه بندگی تو در گوش کند و جانی ده که زهرِ حکمت تو نوش کند.
.
.
.
الهی! محبت تو گلی است، محنت و بلا خار آن؛ آن کدام دل است که نیست گرفتار آن؟
.
.
.
الهی! در دلِ دوستانِ تو، نور عنایت پیداست و جان ها در آرزوی وصال تو حیران و شیداست. چون تو مولا که راست؟ و چون تو دوست کجاست؟
.
.
.
خدایا! مرا شاکر و صابر گردان و مرا در چشم خویش خوار و در نظر مردم بزرگوار گردان .
.
.
.
خدایا! در همه کارها عاقبت ما را به خیر کن و ما را از خواری دنیا و عذاب آخرت نگهدار .
.
.
.
خدایا! مرا به علم توانگر ساز و به حلم زینت بخش و به تقوا عزیز کن و به عافیت زیبایی ده .
.
.
.
خدایا! از زوال نعمت و تغییر عافیت و غضب ناگهانی و همه چیزهایی که مایه ناخشنودی توست به تو پناه میبرم .
.
.
.
خدایا! از اخلاق بد و اعمال بد و هوسهای بد و مرضهای بد به تو پناه میبرم .
.
.
.
خداوندا! یک لحظه مرا به خودم واگذار مکن و چیزهای خوبی که به من بخشیدهای، از من باز مگیر.
.
.
.
الهى چون در تو مى نگرم از آنچه خوانده ام شرم دارم.
.
.
.
الهى از نماز و روزه ام توبه کردم بحق اهل نماز و روزه ات توبه این نا اهل را بپذیر.
.
.
.
الهى عقل گوید الحذر الحذر، عشق گوید العجل العجل آن گوید دور باش و این گوید زود باش.
.
.
.
الهى اگر چه درویشم ولى داراتر از من کیست که تو دارایى منى.
.
.
.
الهى روزم را چو شبم روحانى گردان و شبم را چون روز نورانى.
.
.
.
الهى اگر ستار العیوب نبودى ما از رسوایى چه مى کردیم.
.
.
.
الهى اثر و صنع توام چگونه بخود نبالم.
.
.
.
الهى کلمات و کلامت که اینقدر شیرین و دلنشین اند خودت چونى.
.
.
.
الهى خنک آن کس که وقف تو شد.
.
.
.
الهى اگر گلم و یا خارم از آن بوستان یارم.
.
.
.
الهى دیده از دیدار جمال لذت میبرد و دل از لقاى ذوالجمال.
.
.
.
الهى اگر بخواهم شرمسارم و اگر نخواهم گرفتار.
.
.
.
الهى دولت فقرم را مزید گردان.
.
.
.
الهى اگر عنایت تو دست ما را نگیرد از چهل ها چله ما هم کارى برنیاید.
.
.
.
خدایا! آنگاه که جان ها و اندیشه ها از
نسیم فرحبخش نام و یادت سرشار است، بگذار در برکه عرفه، خود را از زنگار
غفلت و معصیت شستوشو دهیم.
.
.
.
در روز عرفه، دست های خود را به سوی آن بی
نیاز بالا می بریم و پیوسته دعا می کنیم: خدایا! غروب این روز را با غروب
گناهانمان یکی گردان.
.
.
.
روز عرفه، بر عارفان حق، آنان که از خیمه
وجود خویش بیرون می آیند و با آتش شوق و اشتیاق وصال، به دعا و نیایش
متوسل می شوند، خجسته باد.
.
.
.
در روز عرفه، به عرفان خالص خدایی بازمی گردیم و نگاه عاشقان را برای همیشه به آسمان بندگی پیوند می زنیم.
.
.
.
آیا در رؤیاهایتان، سبکبالی و لذت پرواز روح را احساس کرده اید؟ عرفه، رؤیایی است که به حقیقت می پیوندد.
.
.
.
عرفه، روز بازگشت است؛ بازگشت به آغوش مهربان خدا. عرفه، روزی است که ناامیدی از درگاه خدا رخت برمی بندد.
.
.
.
سلام بر عرفه که جانمان را به رایحه و خنکای نسیم نوازش می دهد.
.
.
.
خدایا از اعماق وجودم تو را صدا میزنم و از تو یاری میخواهم ای رحمت کننده و ای گشایشگر
.
.
.
خدایا! کمکم کن تو را به خاطر خودت دوست داشته باشم، نه به خاطر خودم و نه به خاطر ترس از عذاب آخرت.
.
.
.
الهى بحق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرینت نورم ده.
.
.
.
الهى راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر.
.
.
.
الهى چگونه خاموش باشم که دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گویم که خرد مدهوش و بیهوش است.
.
.
.
الهى ما همه بیچاره ایم و تنها تو چاره اى و ما همه هیچکاره ایم و تنها تو کاره اى.
.
.
.
الهى چون تو حاضرى چه جویم و چون تو ناظرى چه گویم.
.
.
.
الهى آن خواهم که هیچ نخواهم.
