داستان کوتاه خنده دار

نظرات 0

دیدم یه شماره غریب اس ام اس داده: “چطوری مهندس بی معرفت؟”
زدم: شما؟
زد: “یکی که با وجود همه بی معرفتیات دلش طاقت دوریتو نداره و همیشه برمی گرده طرف تو.”
یکم فک کردم و گفتم: “نیوشا تویی؟ برگشتی ایران عسلم؟ نیوشا از اون موقع که تو رفتی از دلتنگی تو و تنهایی دارم میمیرم، اما چون میدونستم هیشکیو مثل تو نمی تونم دوست داشته باشم سمت هیشکی نرفتم.”
گفت: “من نیوشا نیستم، فک کنم با وجود نیوشا باید به من بگی دوست دختر سابق.”


ادامه داسنان در ادامه مطلب

ادامه مطلب ...