اس ام های ارسالی دوستان(سری2)
نظرات 0سلام خوبی دیشب یه خوابی دیدم دلم نیومد بهت نگم
اگه اعتقادداری یک صدقه بده با هم توی جمعی نشسته بودیم
یک سبز پوشی اومددستی رو سر همه کشید غیر از تو بهش گفتم
چرا رو سر این دست نکشیدی گفت این رو زخمم نمک پاشیده
گفتم اقا شما کی هستید اشکی تو چشماش جمع شد و
گفت من خیارم
فرستنده:داوود
.
.
.
.
بوی سیمان تو را نیمه شب آورده نسیم
زنده شد در دل من یاد رفیقان قدیم...
فرستنده:نوید
ادامه مطلب رو بزن
یک سبز پوشی اومددستی رو سر همه کشید غیر از تو بهش گفتم
چرا رو سر این دست نکشیدی گفت این رو زخمم نمک پاشیده
گفتم اقا شما کی هستید اشکی تو چشماش جمع شد و
گفت من خیارم
فرستنده:داوود
.
.
.
.
بوی سیمان تو را نیمه شب آورده نسیم
زنده شد در دل من یاد رفیقان قدیم...
فرستنده:نوید
ادامه مطلب رو بزن
