داستان آموزنده “شمس و مولانا”

نظرات 0


داستان آموزنده “شمس و مولانا”

می گویند:روزی مولانا ،شمس تبریزی را به خانه اش دعوت کرد.شمس به خانه ی جلال الدین رومی رفت و پس از این که وسائل پذیرایی میزبانش را مشاهده کرد از او پرسید:آیا برای من شراب فراهم نموده ای؟

ادامه مطلب ...
     

دو داستان جالب و آموزنده خواندنی جدید

نظرات 0

داستان کوتاه “کیک زندگی”

پسر کوچکی برای مادربزرگش توضیح می‌داد که چگونه همه‌چیز ایراد دارد… مدرسه، خانواده، دوستان و… مادربزرگ که مشغول پختن کیک بود از پسر کوچولو پرسید که کیک دوست داری؟ و پسر کوچولو پاسخ داد: البته که دوست دارم.

روغن چطور؟ نه! و حالا دو تا تخم‌مرغ. نه مادربزرگ! آرد چی؟ از آرد خوشت می‌آید؟ جوش شیرین چطور؟ نه مادربزرگ! حالم از همه‌شان به هم می‌خورد.

بله، همه این چیزها به تنهایی بد به‌نظر می‌رسند اما وقتی به‌درستی با هم مخلوط شوند، یک کیک خوشمزه درست می‌شود. خداوند هم به‌همین ترتیب عمل می‌کند. خیلی از اوقات تعجب می‌کنیم که چرا خداوند باید بگذارد ما چنین دوران سختی را بگذرانیم اما او می‌داند که وقتی همه این سختی‌‌ها را به درستی در کنار هم قرار دهد، نتیجه همیشه خوب است. ما تنها باید به او اعتماد کنیم، در نهایت همه این پیشامدها با هم به یک نتیجه فوق‌العاده می‌رسند.



داستان بعدی در ادامه مطلب

ادامه مطلب ...
     

داستان کوتاه خنده دار

نظرات 0

دیدم یه شماره غریب اس ام اس داده: “چطوری مهندس بی معرفت؟”
زدم: شما؟
زد: “یکی که با وجود همه بی معرفتیات دلش طاقت دوریتو نداره و همیشه برمی گرده طرف تو.”
یکم فک کردم و گفتم: “نیوشا تویی؟ برگشتی ایران عسلم؟ نیوشا از اون موقع که تو رفتی از دلتنگی تو و تنهایی دارم میمیرم، اما چون میدونستم هیشکیو مثل تو نمی تونم دوست داشته باشم سمت هیشکی نرفتم.”
گفت: “من نیوشا نیستم، فک کنم با وجود نیوشا باید به من بگی دوست دختر سابق.”


ادامه داسنان در ادامه مطلب

ادامه مطلب ...
     

داستان آموزنده و خواندنی

نظرات 0

مردی، اسب اصیل و بسیار زیبایی داشت که توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کرد. همه آرزوی تملک آن را داشتند.

بادیه‌ نشین ثروتمندی پیشنهاد کرد که اسب را با دو شتر معاوضه کند، اما مرد موافقت نکرد.

حتی حاضر نبود اسب خود را با تمام شترهای مرد بادیه‌نشین تعویض کند.

باد‌یه‌نشین با خود فکر کرد: حالا که او حاضر نیست اسب خود را با تمام دارایی من معاوضه کند، باید به فکر حیله‌ای باشم.

روزی خود را به شکل یک گدا درآورد و در حالی که تظاهر به بیماری می‌کرد، در حاشیه‌ جاده‌ای دراز کشید.


بقیه داستان در ادامه مطلب

ادامه مطلب ...
     

اسمس عاشقانه نیمه دوم تیر ماه ۹۱

نظرات 0

اس نمیدی چی شده،ازبیست گذشت سی شده،ثانیه ها لنگ شده،دلهاهمه سنگ شده،خیال نکن جنگ شده،دلم برات تنگ شده،خسیس نشو اس بده،حالی به مخلص بده،توسنگ شدی من شیشه آخه اینجورنمیشه،بذار بگم چی میشه،دوست دارم همیشه

.

.

.

وقتی در صندوقچه خاطرات پنهانت میکنند 
یعنی هنوز هستی …!!

.

.

.

از شروع نفسهای حضرت آدم تا پایان نفسهای آخرین آدم دوستت دارم

.

سایر پیامک ها در ادامه مطلب….

ادامه مطلب ...